می خواستم تصویر با تو بودن را نقاشی کنم،


می خواستم تصویر با تو بودن را نقاشی کنم،
دیدم فاصله بینمان در ورق جا نمی شود.
کمی نزدیک تر بیا، می خواهم با تو بودن را حس کنم . .


می خواستم تصویر با تو بودن را نقاشی کنم،
دیدم فاصله بینمان در ورق جا نمی شود.
کمی نزدیک تر بیا، می خواهم با تو بودن را حس کنم . .


با صفحه شطرنج دلم چه کرده ای
که سربازهای حرفهایم تفنگ سکوت رو به من گرفته اند
قلعه های شادیم فرو ریخته اند
اسب های صداقتم رام تو گشته اند
فیل های غرورم به زانو در آمده اند
وزیر غیرتم در دوئل باخته است
و شاه دلم همان یک حرکتش را به تو بخشید ...
و تو ،حکم انتظار و سکوتش را ناجوانمردانه صادر کردی...
کیش و مات!!!


من رفتم …
و تو فقط گفتی برو به …!!!
مدت هاست که بی تابم
بی تاب بازگشت و کلام آخرت…
راستی…
به بسلامت بود یا به جهنم؟؟!




خواب هایم بوی تن تو را می دهد
نکند..
آن دورتر ها…
نیمه شب…
در آغوشم می گیری


بعداز مدتـــ ها ديدمش..
دستامو گرفتو گفتــ چقدر دستاتـــ تغيير کرده..
خودمو کنترل کردم و فقط لبخندي زدم..
تو دلم گريه کردم و دم گوشش گفتم:
بي معرفتــــــ! دستاي من تغيير نکرده.. دستات به دستاي اون عادت کرده




راستی خدایا اگه من نبودم این همه غم را چکار می کردی؟؟؟




حـقـیـقـت دارد !
کافـی سـت چــمـدان هــایــت را ببــندی
تــا حــاضـر شــونــد ، هـمه
بـــرای ِ از یـــاد بــُـردنــت !
آنـکه بــیشتـر دوستـت میــدارد ، زودتــــر !!!